| سالها پيش درشهر تهران مردى
دار دنيا را وداع گفته و به جوار رحمت خداوندى شتافت كه بواسطه جامعيت وجودى
كه داشت در زمينه هايى زياد از زندگى و با نوآوريهائى كه به جامعه مسلمان
ايران و ساير جوامع جهان عرضه داشت، گويي كه نسلها از زمان خود جلوتر
ميزيست. او با اينكه عارفى والا مقام، عالمى اسلامى و تربيت شده مكتب انسان
ساز تشيع علوى (ع) بود، در عين حال در امور سياسى، حكومتى، اقتصادى و
اجتماعى، ديدگاههايي روشن داشت. و او مرحوم استاد فرزانه حاج شيخ عبدالرحيم
صاحب الفصول مخلص به حائرى بود .
در سال 1294 هجرى قمرى در يك خانواده ايرانى الاصل فاضل و روحانى در نجف اشرف
به دنيا مي آيد، پدرش عالم بزرگوار مرحوم شيخ عبدالحسين و پدر بزرگش مرحوم
فاضل ربانى شيخ محمد حسين صاحب الفصول دارنده كتاب معروف الفصول است كه
سالها در حوزه هاى علمى عراق و ايران تدريس ميشده است.
از همان اوان كودكى استعداد بى نظيرش او را از همه كودكان هم سن و سال خود
جدا ميكند، بطورى كه قبل از رسيدن به سن بلوغ كتابهاى چندى به نظم و نثر
مانند: هداية العامه فى اثبات الامامه، منظومه موجزالمقال در علم درايه و
منظومهاى در بيع فضولى، مختصرى در اشتقاق، خلاصه اى در اِعراب و منطق و
معانى و بيان و تقريرات و توضيحات در اصول فقه مينويسد. در آن شهر از حضور
علماء بزرگى مانند شيخ بزرگوار زين العابدين مازندرانى و استاد بزرگوار حاج
ملا اسماعيل بروجردى و شيخ بزرگوار ميرزا محمد هاشم اصفهانى استفاده ميكرده
است.
در سال 1310 هجرى قمرى به اصفهان سفر ميكند و ده سال در آن شهر مي ماند و
با اينكه هيچ استادى در آن شهر نداشته اما به هر آنچه ميبايستى از علوم و
معارف و مدارج عالى عرفانى ميرسيده است دست مييازد. در آن شهر كتابهاى چندى
را به نظم و نثر مينويسد، سپس به نجف اشرف مراجعت ميكند. ده سال ديگر در آن
شهر ميماند در آن مدت حدود 30 اجازه اجتهاد از علماء بزرگ نجف دريافت
ميكند. سپس در جنگ بين المللى اول كه وضع عراق آشفته ميشود به تهران سفر
ميكند. سپس يكسال به قم و سه سال به اراك ميرود.
در سال 1347 طى سفرى به مكه مكرمه و ضمن انجام مراسم حج، در ملاقات رسمى و
مفصلى كه با ملك سعود پادشاه عربستان داشته او را قانع ميكند كه قبور ائمه
اطهار (ع) در بقيع را مرمت شده و رفع موانع زيارت آن بزرگواران بشود و طى
حكمى كتبى - كه الان در دست است - اجازه تعمير قبور ائمه هدى در بقيع و رفع
هرگونه مزاحمت از زيارت آن قبور طاهرات را از او ميگيرد. و اين در حال و
زمانى بوده است كه نه تنها قبور ائمه هدى دو سه سال پيش تخريب شده بود، بلكه
شايعاتى در تخريب قبةالرسول هم اشاعه يافته بود و در آن حكم بر شايعه هم
اشاره ميشود و صريحاً آن را نفى مينمايد.
|